صبر کردن دردناک است ، و فراموش کردن دردناکتر ، ولی از این دو دردناک تر این است که ندانی باید صبر کنی یا فراموش
+ نوشته شده در پنجم دی 1387ساعت 21  توسط پدرام
|
یه روزی. وقتی به گل نیلوفر نگاه میکردم ترس تمام وجودمو برداشت که شاید منم یه روز مثل گل نیلوفر تنها بشم سری .از کنار مرداب دور شدم حالا وقتی که می بینم خودم مرداب شدم . دنباله یک گل نیلوفر میگردم که از تنهایی نمیرم و حالا می فهمم گل نیلوفر مغرور نیست. اون خودشو وقفه مرداب کرده
روزي دروغ به حقيقت گفت : ميل داري با هم شنا کنيم ؟ حقيقت ساده لوح پذيرفت و گول او را خورد . آن دو با هم به کنار ساحل رفتند . حقيقت لباسش را در آورد , و به داخل اب رفت . دروغ حيله گر فوراً لباسهاي او را پوشيد . از آن روز به بعد حقيقت هميشه عريان و زشت است و دروغ در لباس حقيقت زيبا و فريبنده