هرگز از جهان به درستی لذت نخواهی برد مگر دریا در رگهایت جاری شود
+ نوشته شده در بیست و یکم آبان 1387ساعت 11  توسط پدرام
|
اسمان زیباست اما زیبا تر کسی است که این زیبا ترین سایبان ابی را افرید
+ نوشته شده در بیستم آبان 1387ساعت 15  توسط پدرام
|
کودک بودن یعنی جهانی را در یک شن دیدن و بی نهایت را در کف دست نگه داشتن
+ نوشته شده در نوزدهم آبان 1387ساعت 11  توسط پدرام
|
ما هرگز بلندای قامت خود را نمی دانیم,اگر وجود خویش را باور داشته باشیم از اسمان ها خواهد گذشت.
+ نوشته شده در هجدهم آبان 1387ساعت 12  توسط پدرام
|
صدای بال زنبور ها به من معجزه را می اموزد . اگر بپرسی چرا مردن از گفتنش اسان تر است .
+ نوشته شده در شانزدهم آبان 1387ساعت 14  توسط پدرام
|
امید من این است که انچه با نیکوترین نظام اغاز شد نمی تواند به زشت ترین عاقبت پایان یابد
+ نوشته شده در پانزدهم آبان 1387ساعت 20  توسط پدرام
|
ان کس که بزرگی نامنتهاست ,خود عشق نا منتهاست
+ نوشته شده در پانزدهم آبان 1387ساعت 20  توسط پدرام
|
دل افسرده تحمل زبان تند را ندارد
+ نوشته شده در سیزدهم آبان 1387ساعت 15  توسط پدرام
|
هنگام کار زمزمه کنید,هم بیشتر و هم بهتر کار می کنید
+ نوشته شده در دوازدهم آبان 1387ساعت 11  توسط پدرام
|
سکوت به ژرفای ابدیت است و سخن به کم عمقی زمان
+ نوشته شده در یازدهم آبان 1387ساعت 15  توسط پدرام
|
جهان زیبا تر از ان است که فرزند بخت و اتفاق باشد
+ نوشته شده در نهم آبان 1387ساعت 9  توسط پدرام
|
افرینش همه از موسیقی نشات گرفت,از موسیقی افلاک.
+ نوشته شده در هشتم آبان 1387ساعت 14  توسط پدرام
|
وجد و نشاط رفتن روح است از خشکی به دریا,از خانه ها به کشتزار ها ,به ژرفاي ابدیت.
+ نوشته شده در هفتم آبان 1387ساعت 15  توسط پدرام
|
حیات مردان نامی ما را می اموزد که سر بلند و شکوهمند زندگی کنیم
+ نوشته شده در ششم آبان 1387ساعت 15  توسط پدرام
|
اگر فکر را به چهار قسمت تقسیم کنیم ,تنها یک بخش ان درایت و باقی هراس خواهد بود
+ نوشته شده در پنجم آبان 1387ساعت 12  توسط پدرام
|
مرگ هر کس از من می کاهد ,زیرا من در جمله بشریت حضور دارم
+ نوشته شده در دوم آبان 1387ساعت 16  توسط پدرام
|
راه همه تنها است. مرشد فقط می تواند اشاره کند، می تواند انگشتش را به ماه اشاره کند، ولی تو باید به ماه نگاه کنی، نه به آن انگشت. اگر به آن انگشت نگاه کنی، ماه را از کف می دهی؛ مرشد را از دست می دهی، اشارت او را از دست می دهی.
+ نوشته شده در دوم آبان 1387ساعت 10  توسط پدرام
|
زندگي مي تواند حسابگرانه باشد اما در آن وقت زندگي يك نثر خواهد بود. رياضي و منطق خواهد بود. يك زندگي خشك و بي روح، نه گلي، نه رقصي، نه آوازي. آنگاه تو زندگي نخواهي كرد، جان خواهي كند. راه ديگر آن است كه زندگي را به شعر،به عشق، به موسيقي و به بزم شادي دگرگون ساخت. و انتخاب شيوه زندگي با ماست
+ نوشته شده در دوم آبان 1387ساعت 10  توسط پدرام
|
هركس با خود حقيقتي را به همراه مي آورد. اين حقيقت را نبايد اختراع كرد. بايد آنرا كشف كرد يا بعبارت بهتر بايد آنرا دوباره كشف كرد. ما از قبل آنرا در خود داريم اما كاملا فراموشش كرده ايم. به خوابي عميق فرورفته ايم و ازياد برده ايم كه كيستيم. پس يگانه چيز لازم، يادآوري است
+ نوشته شده در دوم آبان 1387ساعت 10  توسط پدرام
|
انسان اگر ناخوش باشد کار کند, بهتر از ان است که سالم باشد و بیکار بنشیند
+ نوشته شده در دوم آبان 1387ساعت 10  توسط پدرام
|