راز خود را پنهان دار و رنج بسیار را در طلب انچه سود بخشد اندک شمار.
+ نوشته شده در سی ام خرداد 1387ساعت 17  توسط پدرام
|
غیبت کردن در نابودی دین مرد زوتر کارگر می افتد تا بیماری خوره در اندرون او.
+ نوشته شده در بیست و نهم خرداد 1387ساعت 10  توسط پدرام
|
All that we are is the result of what we have thought. If a man speaks or acts with an evil thought, pain follows him. If a man speaks or acts with a pure thought, happiness follows him, like a shadow that never leaves him.
+ نوشته شده در بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 22  توسط پدرام
|
A dog is not considered a good dog because he is a good barker. A man is not considered a good man because he is a good talker.
+ نوشته شده در بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 22  توسط پدرام
|
عشق در وجود همه هست . ولی همه قدرت ارائه ان را ندارند
+ نوشته شده در بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 10  توسط پدرام
|
اگر همه قدرت جادویی خواندن فکر دیگران را داشتند . عشق از بین می رفت
+ نوشته شده در نهم خرداد 1387ساعت 16  توسط پدرام
|
تعصب یعنی مضاعف کردن تلاش اما فراموش کردن هدف
+ نوشته شده در هشتم خرداد 1387ساعت 16  توسط پدرام
|
گلها جواب زمانند به سلام افتاب . نه زمستانی باش که بلرزانی نه تابستانی باش که بسوزانی . بهای باش تا برویانی
+ نوشته شده در هشتم خرداد 1387ساعت 8  توسط پدرام
|
زغال ها وقتی روشن می شوند ان ها را بلند کرده و بالا می برند و میگذارند بالای اتشدان قلیان . اما زمانی که هیچ شعله ای با خود ندارند ان را برای چه بالا ببرند؟ ما ادم ها همین طوری هستیم اگر یک اتشی . سوزی. دردی. عشقی در وجودمان پدید امد . خداوند ما را بالا برده و در یک جایگاه رفیع و بلندی قرار می دهد و ما نیز به وصال او دست می یابیم و گرنه اصلا به ما دست نمی زند و نزدیک نخواهد شد..یعنی تا همین که هستی باش و هیچ عشق و حرارتی پیدا نکنی بالا نمی روی و به وصل او هم نمی رسی . اما وقتی از این خود و خویشتن گذشتی و سوزی پیدا کردی تو را بالا برده و به وصل و لقای یار خواهی رسید
+ نوشته شده در هفتم خرداد 1387ساعت 13  توسط پدرام
|
بد بختی ابلهان این است که نه شعور کافی برای خوب حرف زدن دارند و نه درک لازم برای خاموش ماندن
+ نوشته شده در هفتم خرداد 1387ساعت 13  توسط پدرام
|
یک سیب وقتی که از درخت جدا شد . دیگر جدا شده است و راه باز گشت ندارد . چون درخت هرگز ان را نمی پذیرد و هیچ باغبانی هم نمی تواند ان را به درخت پیوند بزند. اما رابطه ما با خدا رابطه سیب نیست . بلکه رابطه اب با دریاست. شما اگر یک ظرف اب را از دریا جدا کنی . هر وقت این اب بخواهد باز گردد اغوش دریا باز است . هر چند این اب نجس و الوده شده باشد . باز اغوش دریا باز و گشاده است و ان را پذیر است و اول کاری که با ان میکند این است که ان را پاک و مطهر می سازد . و خدا دریای رحمت است و اغوش رحمت او بر تمامی بندگان پاک چه بندگان الوده باز و گشوده است
+ نوشته شده در ششم خرداد 1387ساعت 12  توسط پدرام
|
سرنوشت ان است که پیش بینی شده و انجامش می دهید . تقدیر چیزی است که مجبور به انجامش هستید
+ نوشته شده در ششم خرداد 1387ساعت 10  توسط پدرام
|
خداوند بنده خواب الود بیکار را دشمن دارد
+ نوشته شده در ششم خرداد 1387ساعت 10  توسط پدرام
|
مردم به رعایت دو خصلت مامور شدند و ان دو را تباه کردند و همه چیز را از دست دادند. شکیبایی و راز داری
+ نوشته شده در پنجم خرداد 1387ساعت 10  توسط پدرام
|
عقل همیشه توسط قلب تحمیق می شود
+ نوشته شده در پنجم خرداد 1387ساعت 9  توسط پدرام
|
ریا کاری باجی است که شرارت به نیکی می دهد
+ نوشته شده در چهارم خرداد 1387ساعت 10  توسط پدرام
|
بزرگترین افسوس ادمی این است که حس می کند می خواهد . اما نمی تواند و به یاد می اورد زمانی را که می توانست اما نخواست
+ نوشته شده در سوم خرداد 1387ساعت 20  توسط پدرام
|
برای هر کس مدتی است که از ان فراتر نمی رود
+ نوشته شده در دوم خرداد 1387ساعت 10  توسط پدرام
|
اغلب انسان ها بخش اعظم زندگی خود را صرف فکر به عمر تلف کرده می کنند
+ نوشته شده در دوم خرداد 1387ساعت 10  توسط پدرام
|
خداوند روزی رسان هر پرنده ای است. اما ان را داخل لانه شان نمی اندازد
+ نوشته شده در یکم خرداد 1387ساعت 9  توسط پدرام
|
ایا شما از من می هراسید؟ من همانم که تو را در شب ظلمت زنده نگه داشته و تو را ارام به صبح می رسانم . من هما نم به تو از موی رگهای تو نزدیکترم .. تو کدام یک از نعمت های مرا تکذیب می کنی؟
+ نوشته شده در یکم خرداد 1387ساعت 8  توسط پدرام
|