زمان همیشه در کام نویسنده ای است که قلم شرافتمندی در دست اوست
+ نوشته شده در سی ام آبان 1386ساعت 15  توسط پدرام
|
دو نعمت است که شکر انها گزارده نمی شود . امنیت و سلامتی
+ نوشته شده در سی ام آبان 1386ساعت 11  توسط پدرام
|
اگر بر خود مسلط باشیم فرمانروای سر نوشت خود خواهیم بود
+ نوشته شده در سی ام آبان 1386ساعت 11  توسط پدرام
|
چه چیزی بزرگتر از خودت بود که نشناختی
+ نوشته شده در بیست و نهم آبان 1386ساعت 21  توسط پدرام
|
فرهنگ ما ان چیزی است که خود هستیم . تمدن ما ان چیزی است که داریم
+ نوشته شده در بیست و نهم آبان 1386ساعت 17  توسط پدرام
|
هدف بزرگ عشق باید قوای دماغی باشد نه انباشتن مغز با معلومات
+ نوشته شده در بیست و هشتم آبان 1386ساعت 10  توسط پدرام
|
در کارهای خود از نهانداری مدد گیرید . چون هر صاحب نعمتی مورد حسد است
+ نوشته شده در بیست و هشتم آبان 1386ساعت 10  توسط پدرام
|
همیشه از دست دوستت به سمت دیگری پرتاب می شوی
+ نوشته شده در بیست و هفتم آبان 1386ساعت 21  توسط پدرام
|
گذشت دوستت را در موقع عذاب بطلب
+ نوشته شده در بیست و هفتم آبان 1386ساعت 21  توسط پدرام
|
سخن بزرگ حاصل شکست و تجربه بزرگ است
+ نوشته شده در بیست و هفتم آبان 1386ساعت 21  توسط پدرام
|
شرافت و منفعت طلبی در یک جا جمع نمی شود
+ نوشته شده در بیست و هفتم آبان 1386ساعت 20  توسط پدرام
|
توفان های روزگار اخلاق را تقویت می کند
+ نوشته شده در بیست و سوم آبان 1386ساعت 9  توسط پدرام
|
امید و عشق . نان روزانه ادمی است
+ نوشته شده در بیست و دوم آبان 1386ساعت 15  توسط پدرام
|
شیطان اونیکه همیشه به فکر شیطان است
+ نوشته شده در بیست و یکم آبان 1386ساعت 17  توسط پدرام
|
اینده همیشه به نظر بزرگ جلوه می کند . اما وقتی که گذشت می فهمیم که نا چیز بوده است
+ نوشته شده در بیست و یکم آبان 1386ساعت 10  توسط پدرام
|
بیشتر سختی های زندگی در این است که می کوشیم از حقیقت ان بگریزیم
+ نوشته شده در بیستم آبان 1386ساعت 9  توسط پدرام
|
نماینده شیطان در بین ما کسانی هستند که ۲ تا زن دارند ... چون هم باید زن اول را قانع کند برای دومی و هم دومی را قانع کند بر روی اولی !!! ایا این کار شدنیست؟ یا کار همان مرتد یا ملعون است..
+ نوشته شده در نوزدهم آبان 1386ساعت 15  توسط پدرام
|
به فرو دستت رحم کن تا فردا دستت به تو رحم کند
+ نوشته شده در نوزدهم آبان 1386ساعت 9  توسط پدرام
|
دنیا به امید بر پاست و ادمی به امید زنده است
+ نوشته شده در نوزدهم آبان 1386ساعت 9  توسط پدرام
|
شاید زندگی ان جشنی نباشد که ارزویش را داشتی.. اما حال که به ان دعوت شدی . پس تا می توانی زیبا برقص
+ نوشته شده در نوزدهم آبان 1386ساعت 7  توسط پدرام
|
انسان همیشه در جستجوی ارزوهای است که به ان نمی رسد .. طبیعت در انتظار انسانی است که کوچیکترین اشتباهی از ان سر زند ..تا ارزوهای بر باد رفته را به انسان هدیه کند
+ نوشته شده در هجدهم آبان 1386ساعت 16  توسط پدرام
|
دروغ مثل برف است که هر چه ان را بغلتانند بزرگتر می شود
+ نوشته شده در هفدهم آبان 1386ساعت 19  توسط پدرام
|
گل های کاغذی نیز با سیم خاردار در چشم ما عزیز نمی مانند
+ نوشته شده در شانزدهم آبان 1386ساعت 15  توسط پدرام
|
هرگز به دوستیکه دوستش داری. فکر اوج گرفتن با اونباش . به فکر ان باش که چه زمانی وداع می رسد ! چون اولین کسی که زمینت می زند همان کسی است که دوستش داشتی
+ نوشته شده در پانزدهم آبان 1386ساعت 16  توسط پدرام
|
ادم عاشق هرگز در ارامش نیست . زمانی در فکر به دست اوردن اونیکه در نظرش است . بعد ان هم در اندیشیه نگهداشتن ان . این قانون عشق است نه انکه عاشقه !!
+ نوشته شده در پانزدهم آبان 1386ساعت 16  توسط پدرام
|
زندگى آن چيزى است که براى تو اتفاق ميافتد، در حالى که تو سرگرم برنامهريزيهاى ديگرى هستى
+ نوشته شده در چهاردهم آبان 1386ساعت 15  توسط پدرام
|
راستی چرا / در ثای بی شمار عاشقان / -که بی دریغ - / خون خویش را نثار عشق می کنند / از نثار یک دریغ هم / دریغ می کنیم؟
+ نوشته شده در چهاردهم آبان 1386ساعت 11  توسط پدرام
|
عاقبت پرونده ام را . با غبار ارزوها /خاک خواهد بست روزی .باد خواهد برد باری روی میز خالی من . صفحه باز حوادث / در ستون تسلیت ها . نامی از ما یادگاری
+ نوشته شده در سیزدهم آبان 1386ساعت 10  توسط پدرام
|
هیچ جنبنده ای بدون عبادت به خدای بزرگ قادر به زنده ماندن نیست
+ نوشته شده در دوازدهم آبان 1386ساعت 12  توسط پدرام
|
دیگران را به خاطر گناهی که انجام داده اند ببخش . نه به خاطر اینکه او مستحق بخشش است . برای اینکه تو لایق ارامشی
+ نوشته شده در یازدهم آبان 1386ساعت 16  توسط پدرام
|
اگر یک زمانی نا چار با مرگ روبرو شوم مهم نیست :مهم انست که زندگی یا مرگ من چه عصری در زندگی دیگران داشته باشد
+ نوشته شده در دهم آبان 1386ساعت 16  توسط پدرام
|
باورم نمی شود . کی کسی شنیده است .. زیر خاک گم شوند قله های استوار
+ نوشته شده در نهم آبان 1386ساعت 10  توسط پدرام
|
عشق دستی است که ما را به معشوق پیوند میدهد
+ نوشته شده در هشتم آبان 1386ساعت 16  توسط پدرام
|
تنفر . جنازه ای است . کدام یک از شما مایل است قبری باشید؟
+ نوشته شده در هفتم آبان 1386ساعت 9  توسط پدرام
|
تلخ ترین اشک های که بر مزار رفتگان ریخته می شود به خاطر کلمات ناگفته و کارهای انجام نشده است
+ نوشته شده در ششم آبان 1386ساعت 9  توسط پدرام
|
هر که می خواهید باشید . سلول ها همانند تن واحد بشریت هستند
+ نوشته شده در پنجم آبان 1386ساعت 10  توسط پدرام
|
اگر قادر باشم از شکستن یک قلب جلو گیری کنم . زندگی من به بیهوده نگذشته است
+ نوشته شده در سوم آبان 1386ساعت 16  توسط پدرام
|
با مصالحی چون خشم . نفرت و جاه طلبی چگونه می توانیم دنیای خوبی بسازیم ؟
+ نوشته شده در سوم آبان 1386ساعت 10  توسط پدرام
|
دنیا ساعتی بیش نیست .پس ان را در طاعت خدا بگذارید
+ نوشته شده در سوم آبان 1386ساعت 10  توسط پدرام
|
عشق بورزید و گر نه نابود خواهید شد . انتخاب دیگری در میان نیست
+ نوشته شده در یکم آبان 1386ساعت 10  توسط پدرام
|