تبليغاتX
پدرام

پدرام

ادم راستگو همیشه بچه است

اسکندر مقدونی

حقیقت حرف می زند . اما با کلمات اندک
+ نوشته شده در  سی و یکم تیر 1386ساعت 17  توسط پدرام  | 

بناپارسیس

دوست داشتن و بخشیدن . در هم بافته شده اند
+ نوشته شده در  سی و یکم تیر 1386ساعت 10  توسط پدرام  | 

کنفکسیوس

هرگز با شتابزدگی گرهی نزن که نتوانی باز کنی
+ نوشته شده در  سی و یکم تیر 1386ساعت 10  توسط پدرام  | 

دختر دهاتی

هیچ وقت ،هیچ چیز را بی جواب نگذار!!! جواب نگاه مهربان را با لبخند ، جواب دورنگی را با خلوص ، جواب مسئولیت را با وجدان ، جواب بی ادب را با سكوت ، جواب خشم را با صبوری ، جواب پشتكار را با تشویق ، جواب كینه را با گذشت ، جواب گناه را با بخشش ، جواب دلمرده را با امید ، جواب منتظر را با نوید
+ نوشته شده در  سی ام تیر 1386ساعت 10  توسط پدرام  | 

ارسطو

هیچ انسانی ان قدر کامل نیست که نتواند پیشرفت کند
+ نوشته شده در  سی ام تیر 1386ساعت 10  توسط پدرام  | 

بودا

فراوانی ارزو . ان را بر باد می دهد
+ نوشته شده در  سی ام تیر 1386ساعت 10  توسط پدرام  | 

بوراندیس

دعا کن به چیزی که ارزو داری نرسی
+ نوشته شده در  بیست و هفتم تیر 1386ساعت 20  توسط پدرام  | 

بودا

پاسخ از خود سوال بیرون می اید
+ نوشته شده در  بیست و هفتم تیر 1386ساعت 20  توسط پدرام  | 

اسکندر مقدونی

هیچ دو چیزی شبیه به هم نیستند . یکی متکی به دیگری است
+ نوشته شده در  بیست و هفتم تیر 1386ساعت 16  توسط پدرام  | 

ماندانوس

صبح روشن از شب تاریک سر می زند
+ نوشته شده در  بیست و هفتم تیر 1386ساعت 9  توسط پدرام  | 

بودا

از در بسته هیچ چیز عبور نخواهد کرد
+ نوشته شده در  بیست و ششم تیر 1386ساعت 15  توسط پدرام  | 

ارسطو

فاجعه  را فراموش نکن . زیرا به تو نیرو خواهد داد
+ نوشته شده در  بیست و ششم تیر 1386ساعت 15  توسط پدرام  | 

ماکسموسیناس

مصیبت ته مانده عشق است که از اغاز زندگی مغلوب ان می شوی و رفته رفته به ان عادت کرده و بروز میکنی . اگه فهم عشق را بفهمیم مصیبتی وجود نداره .... مصیبت زمانی اغاز میشود که در قبال اونیکه نمی تونی تحمل کنی به وجود میاد ... مثل اینکه فریادی را کسی نمی شنوه  .....یا تو دوست داری ولی ان نه ...
+ نوشته شده در  بیست و ششم تیر 1386ساعت 12  توسط پدرام  | 

جرجیلوس

بیش از همه. ممنون سختی ها باش
+ نوشته شده در  بیست و ششم تیر 1386ساعت 7  توسط پدرام  | 

کمونستوس

کلمه را اول از دل و سپس از زبان بیرون بیاور
+ نوشته شده در  بیست و پنجم تیر 1386ساعت 21  توسط پدرام  | 

اسکندر مقدونی

سخترین کار برای یک شکارچی . پیدا کردن بوی اولیه است
+ نوشته شده در  بیست و پنجم تیر 1386ساعت 15  توسط پدرام  | 

الفرانسیس

زندگی پر از انتخاب است . ما جراتش را نداریم
+ نوشته شده در  بیست و چهارم تیر 1386ساعت 20  توسط پدرام  | 

سقراط

بدان که شاید ندانی
+ نوشته شده در  بیست و چهارم تیر 1386ساعت 20  توسط پدرام  | 

کلیش پورث

وفا دار ترین همدم ما . تغییر است
+ نوشته شده در  بیست و سوم تیر 1386ساعت 9  توسط پدرام  | 

اگسالاس

غیر ممکن . زمانی یک رویا بود
+ نوشته شده در  بیست و دوم تیر 1386ساعت 17  توسط پدرام  | 

کنفکسیوس

نتیجه کار . اموزگار بزرگی است
+ نوشته شده در  بیست و دوم تیر 1386ساعت 17  توسط پدرام  | 

اسپالترا

عفو. بهترین  انتقام است
+ نوشته شده در  بیست و یکم تیر 1386ساعت 19  توسط پدرام  | 

اسگارلوس

دروغ هر قدر روشن . وقتی گفته شود به تیرگی زغال خواهد شد
+ نوشته شده در  بیست و یکم تیر 1386ساعت 19  توسط پدرام  | 

اسکندر مقدونی

هیچ چیز را به خطر نینداز و این پاداش تو خواهد بود
+ نوشته شده در  بیستم تیر 1386ساعت 15  توسط پدرام  | 

میلوتیاس

جبران کردن بهتر از عذرخواهی است
+ نوشته شده در  نوزدهم تیر 1386ساعت 16  توسط پدرام  | 

بابلمندب

عشق يك نوع مرضي است كه ميكروب آن از طريق چشم ، وارد قلب مي شود . مرض عشق اين روزها شباهت زيادي به آدامس دارد . اول شيرين ، بعد دوست داشتني ، سپس تكراري و خسته كننده و در آخر دور انداختني
+ نوشته شده در  نوزدهم تیر 1386ساعت 12  توسط پدرام  | 

بارسیلوس

هر چیز تازه .کهنه تغییر یافته است
+ نوشته شده در  نوزدهم تیر 1386ساعت 12  توسط پدرام  | 

11

حقیقت را همانطور که هست به پذیر ..
+ نوشته شده در  نوزدهم تیر 1386ساعت 6  توسط پدرام  | 

1825

عــشق گوش دادن نيست بلكه درك كردن اســـت عــشق فراموش كردن نيست بلكه بخشيدن است عــشق ديدن نيست بلكه احساس كردن اســـت عــشق جا زدن و كنار كشيدن نيست بلكه صبر كردن و ادامه دادن است
+ نوشته شده در  پانزدهم تیر 1386ساعت 22  توسط پدرام  | 

کتاب سفید

هميشه انقدر ساده نرو و مگذر، لااقل نگاهي به پشت سرت کن...! شايد کسي در پي تو مي دود و نامت را با صداي بي صدايي فرياد ميزند..! و تو.. هيچ وقت او را نديده اي ...
+ نوشته شده در  پانزدهم تیر 1386ساعت 22  توسط پدرام  | 

1941

وقتيکه مشت رویی زنی دریده بود کابوس مرگ در تن و جانش تنيده بود در اشک غریق دیدمش و صورتش کبود مردی قصیده های خودش را سروده بود خیس گشته بود جاده زباران اشکهاش در زخمهاش مصرع خونین کشيده بود آن خشت های کوچه همه داد ميزدند چند کوچه کوچه اشک زچشمش چکيده بود تصوير مرگبار شکستن به زير پا جزوی فقط دوکودک و يک سقف ديده بود روحی که با تـاثرو غم ناله مينمود فرياد بيکسی به سراغش رسيده بود از لحظه های نا اميد شدن تا افٌق دور مضمون سرد آيتِ تحقير
+ نوشته شده در  پانزدهم تیر 1386ساعت 22  توسط پدرام  | 

ماسونی

راه انباشتن زندگی با عشق، بسیار ساده است اگر عشق بیشتر می خواهید عشق بیشتر بدهید
+ نوشته شده در  پانزدهم تیر 1386ساعت 22  توسط پدرام  | 

نیچه

ان که می خواهد روزی پریدن اموزد . نخست می باید ایستادن . راه رفتن . دویدن و بالا رفتن اموزد . پرواز را با پرواز اغاز نمی کنند.
+ نوشته شده در  چهاردهم تیر 1386ساعت 17  توسط پدرام  | 

اسکندر مقدونی

حرکت کنی . چیزی را می بینی ...
+ نوشته شده در  چهاردهم تیر 1386ساعت 16  توسط پدرام  | 

بودا

ما هميشه صداهاي بلند را ميشنويم، پررنگ ها را ميبينيم، سخت ها را ميخواهيم. غافل ازينکه خوبها آسان ميآيند، بي رنگ مي مانند و بي صدا مي روند

 

+ نوشته شده در  سیزدهم تیر 1386ساعت 12  توسط پدرام  | 

بوراندیس

 از شمع 3چيز اموختم 1 ايستاده بميرم 2بي صدا بميرم 3براي دوست بميرم

 

+ نوشته شده در  پنجم تیر 1386ساعت 12  توسط پدرام  | 

سارگونو

 درک مي کند که طعم وابستگي را چشيده باشد پس هيچوقت به کسي وابسته نشو که سر انجام آن وابستگي دلتنگيست

 

+ نوشته شده در  پنجم تیر 1386ساعت 12  توسط پدرام  | 

ماکسیس

 حکایت عشق حکایت باغبانیست که زمستانشو بیشتر از بهار دوست میدارد .؟
+ نوشته شده در  چهارم تیر 1386ساعت 19  توسط پدرام  | 

آنتوني رابينز

 هر روز صبح وقتي خورشيد طلوع مي کند يک غزال شروع به دويدن ميکند و مي داند سرعتش بايد از يک شير بيشتر باشد تا کشته نشود . هر روز وقتي خورشيد طلوع مي کند يک شير شروع به دويدن مي کند و مي داند که بايد سريع تر از آن غزال بدود تا از گرسنگي نميرد . مهم نيست غزال هستي يا شير ! با طلوع خورشيد دويدن را آغاز کن.

 

+ نوشته شده در  چهارم تیر 1386ساعت 15  توسط پدرام  | 

ماکسیس

 وفا داری را بايد از نيلوفری آموخت که به دور هر شاخه ای میپيچد در آغوشش ميميرد

 

+ نوشته شده در  سوم تیر 1386ساعت 19  توسط پدرام  |