انسان موجود عجيبي است! اگر به او بگوييد در آسمان خدا، يکصد ميليارد و نهصد و نود و نه ستاره وجود دارد، بي چون و چرا ميپذيرد. اما اگر در پاركي ببيند روي نيمكتي نوشتهاند: «رنگي نشويد» فورا انگشت خود را به نيمكت ميكشد تا مطمئن شود
+ نوشته شده در سی و یکم مرداد 1385ساعت 22  توسط پدرام
|
در نگاه كساني كه پرواز را نمي فهمند ، هر چه بيشتر اوج بگيري كوچكتر خواهي شد
+ نوشته شده در سی و یکم مرداد 1385ساعت 22  توسط پدرام
|
اگر مي توانستم مجازاتت کنم از تو مي خواستم به اندازه اي که تو را دوست دارم مرا دوست داشته باشي
+ نوشته شده در سی و یکم مرداد 1385ساعت 22  توسط پدرام
|
وقتي عاشق زندگي هستيد از ديد يک عاشق به دنيا نگاه مي کنيد. وقتي با ديد عشق همه چيز را بنگريد، متوجه زيبايي در هر چيزي مي شويد، و در هر لحظه دستخوش تعجب و شگفتي شده، عشق را در همه چيز جستجو مي کنيد
+ نوشته شده در بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 13  توسط پدرام
|
اگر خود را بشناسي ، تمامي انسانها را خواهي شناخت
+ نوشته شده در بیست و ششم مرداد 1385ساعت 16  توسط پدرام
|
انسان با 3 بوسه تكميل ميشود: 1)بوسه ي مادر كه با آن پا به عرصه خاكي ميگذارد 2) بوسه ي عشقی که با آن يك عمر زندگي ميكند 3)بوسه خاك كه با ان پا به عرصه ابديت ميگذارد
+ نوشته شده در بیست و ششم مرداد 1385ساعت 15  توسط پدرام
|
عابری با پاهایی از جنس تردید و دستانی از جنس انتظاربه دنبال لحظه های عشقش دوید تا جایی که زمین ایستاد ولی زمان هم چنان در حرکت بود. لحظه ها سریع تر از گذشته عبور می کنند و او در مرداب غرق شد و آخرین اثر از او حباب هایی بود که یکی بعد از دیگری نا امیدی را شعار خود کردند
+ نوشته شده در بیست و دوم مرداد 1385ساعت 5  توسط پدرام
|
راه عشق سخت است و دشوار هنگامي که عشق تو را به اشارتي فرا مي خواند رهرو عشق باش عاشق شو تيغ هاي نهفته عشق تو را خسته مي کند نواي عشق چنان تند باد شمال در باغ روياهاي تو را اشفته مي کند اما عاشق شو.
+ نوشته شده در بیست و دوم مرداد 1385ساعت 5  توسط پدرام
|
دلتنگ دیدارت هستم اگر چه خودم از درون حصار تنهایی ام برایت مینویسم
+ نوشته شده در هفدهم مرداد 1385ساعت 11  توسط پدرام
|
وقتي به دنيا آمدم درون گوشم اذان گفتند وقتي مي ميرم برايم نماز مي خوانند.زندگي چقدر کوتاه است فاصله ي اذان تا نماز
+ نوشته شده در هفدهم مرداد 1385ساعت 11  توسط پدرام
|
دل آدما به اندازهي حرفشون بزرگ نيست.. امّا اگه حرفشون از دل باشه ميتونه بزرگترين آدم رو بسازه !
+ نوشته شده در چهاردهم مرداد 1385ساعت 7  توسط پدرام
|
غروب و سوختن ابر و من تماشایی است ولی مباد تو این گونه شعله ور باشی
+ نوشته شده در سیزدهم مرداد 1385ساعت 13  توسط پدرام
|
زندگي هديه خداست به تو. طرز زندگي کردن تو، هديه ي توست به خدا
+ نوشته شده در سیزدهم مرداد 1385ساعت 13  توسط پدرام
|
به ياد داشته باش که گاهي سکوت بهترين پاسخ است. ساده زندگي کن،سخاوتمندانه عشق بورز،عميق توجه کن ومهربانانه سخن بگو. هرگز اجازه ندهيد
+ نوشته شده در یازدهم مرداد 1385ساعت 12  توسط پدرام
|
آينده فرا رسيده بر روي پاي خود بايست
+ نوشته شده در هشتم مرداد 1385ساعت 7  توسط پدرام
|
رودها در جاری شدن و علف ها در سبز شدن معنی پیدا می کنند کوهها با قله ها ودریاها با موج ها زندگی پیدا می کنند و انسانها همه انسان ها باعشق فقط با عشق پس بار خدایا بر من رحم کن بر من که می دانم ناتوانم رحم کن باشد که خانه ای نداشته باشم باشد که لباس فاخری بر تن نداشته باشم باشد که دست و پایی نداشته باشم اما نباشد هگز نباشد که در قلبم عشق نباشد هرگز نباشد
+ نوشته شده در هشتم مرداد 1385ساعت 7  توسط پدرام
|
عادت همه چيز را ويران ميکند واي به روزي که چيزي حتي عشق عادتمان شود عاشق کم است و سخن عاشقانه فراوان ديگر سخن عاشقانه دليل عشق نيست و اوازعاشقانه خواندن دليل عاشق بودن ولي اي دوست تو نگاه عاشقانه ات را عاشقانه نگه دار و کلام ساده اي که عاشقا نه است را خالصانه بگو
+ نوشته شده در هفتم مرداد 1385ساعت 4  توسط پدرام
|
يك سال نقش فاصله هامان سكوت بود شايد براي حرف زدن از عشق زود بود اي كاش قفل سخت سكوت تو ميشكست يا در نگاه سرد تو خورشيد مي نشست من موج خسته بودم و تو ساحلم شدي با يك نگاه ساكن شهر دلم شدي
+ نوشته شده در هفتم مرداد 1385ساعت 4  توسط پدرام
|
عبرت چه واژه زيبا اما غريبي است !شنيدم آنان كه از گذشته خود عبرت نمي گيرند چاره اي جز تكرار آن ندارند و آنجا بود كه فهميدم چرا زندگي ما تكراري است
+ نوشته شده در هفتم مرداد 1385ساعت 4  توسط پدرام
|
تنها چیزی که در دنیا به توافق نیازی ندارد ، دوست داشتن است. من شما را دوست دارم ولی شاید شما این را نخواهید.
+ نوشته شده در چهارم مرداد 1385ساعت 1  توسط پدرام
|
هرگز دستي را نگير وقتي قصد شکستن قلبش رو داري هرگز نگو براي هميشه وقتي ميدوني جدا ميشي هرگز نگو دوست داري اگر حقيقتا به آن اهميت نميدي
+ نوشته شده در دوم مرداد 1385ساعت 12  توسط پدرام
|
بیاموزيم که ما نمی توانيم کسی راوادار کنيم كه عاشقمان باشد تنها كاري كه ما مي توانيم بكنيم این است که اجازه دهيم خودمان دوست داشته باشيم.بياموزيم که درست نیست خودمان را با دیگران مقایسه کنيم. بیاموزيم که فقط چند ثانیه طول میکشد تا زخمهای عمیقی در قلب آنها که دوستشان داریم ایجاد کنیم اما سالها طول میکشد تا آن زخمها را التيام بخشيم.بياموزيم ثروتمند كسي نيست كه بيشترين ها را دارد بلكه كسي است كه به كمترين ها
+ نوشته شده در دوم مرداد 1385ساعت 12  توسط پدرام
|