بدترین کار تحمل یک بچه است .. بدترین زندگی ! زندگی کردن با یک نادان است...بدترین کلمه انتظار است ..بدترین زمان تنها بودن است ....
+ نوشته شده در نوزدهم اسفند 1384ساعت 4  توسط پدرام
|
بدترین دوست کسی است که به فهمه دوستش داری...........
+ نوشته شده در نوزدهم اسفند 1384ساعت 4  توسط پدرام
|
اگر باران بودم ،آنقدر مي باريدم تا غبار غم از دلت بردارم اگر اشك بودم ، مثل باران بهاري به پايت مي گريستم اگر گل بودم شاخه ايي از وجودم را تقديم وجود عزيزت ميكردم اگر عشق بودم ،آهنگ دوست داشتن را برايت مي نواختم ولي افسوس كه نه بارانم ،نه اشك ،نه گل و نه عشق اما هر چه هستم دوستت دارم
+ نوشته شده در نوزدهم اسفند 1384ساعت 3  توسط پدرام
|
دلخوشی نه به پونه ها دل بسته ام و نه به بابونه ها تنها دلخوشیم نگاه اطلسی توست که در کنار دلم بوته کرده است.
+ نوشته شده در هجدهم اسفند 1384ساعت 6  توسط پدرام
|
امید من اینست که انتظار را از انسان بگیرند .. و به جاش یک بقچه شادی و روزهای طولانی هدیه کنند و امید اینست که خداوند شادی را که برای ما خلق کرده ان را به ما .........
+ نوشته شده در هجدهم اسفند 1384ساعت 6  توسط پدرام
|
عشق مثله يك تيره كه درست مي خوره وسط قلب آدم نه مي توني درش بياري نه مي توني بزاري بمونه اگه درش بياري مي ميري اگه بزاري بمونه بازم مي ميري پس آخرش جون تو مي گيره .
+ نوشته شده در شانزدهم اسفند 1384ساعت 16  توسط پدرام
|
باور کنيد ، نيروي آدمي ، بي کران است. باور کنيد ،هيچ کاري از اراده آدمي خارج نيست باور کنيد ،که از عشق آفريده شده ايد ، پس عشق را بيافرينيد. باور کنيد ،خورشيد به خاطر شما ، طلوع مي کند. باور کنيد ،خدا هيچگاه از بندگانش نااميد نمي شود ولي بندگان او چرا! باور کنيد ، لايق بودن هستيد. باور کنيد ، که اکنون مهم ترين لحظه است. باور کنيد ، که روح شما قدرت صعود به ماوراء را دارد. باور کنيد ، که شما هم مي توانيد و تمام باورهاي خود را از ته دل باور کنيد تا زندگي ، شما را باور
+ نوشته شده در شانزدهم اسفند 1384ساعت 16  توسط پدرام
|
چه تهيدستي مرد “ ابر باور مي كرد من در آيينه رخ خود ديدم و به تو حق دادم آه مي بينم ، مي بينم تو به اندازه ي تنهايي من خوشبختي من به اندازه ي زيبايي تو غمگينم
+ نوشته شده در پانزدهم اسفند 1384ساعت 10  توسط پدرام
|
مردی در تاریکی لبخند میزند شاید از این رو که در تاریکی می بیند!!! یا شاید تاریکی را می بیند !! یا تاریکی به او لبخند می زند
+ نوشته شده در دوازدهم اسفند 1384ساعت 10  توسط پدرام
|
اگه یه نفر را دوست داری سعی کن نفهمه چون وقتی بهفهمه از چشماش میا فتی مثل یه قطره اشک..کسیکه یه روزی به اندازه دنیا دوستت داشت حالا دیگه دوست نداره .چون فهمید تو دوسش داری......
+ نوشته شده در دوازدهم اسفند 1384ساعت 10  توسط پدرام
|
روزي از گل پرسيدم عشق چيست؟ گفت: از من خوشبوتر است از پروانه پرسيدم عشق چيست؟ گفت: از من زيباتر است از شمع پرسيدم عشق چيست؟ گفت: از من نوراني تر است از عشق پرسيدم آخر تو چه هستي؟ گفت: نگاهي بيش نيستم
+ نوشته شده در هفتم اسفند 1384ساعت 3  توسط پدرام
|
ديوانگيست....که از همه ي گلهاي رز تنها بخاطر اينکه خار يکي از آنها در دستمان فرو رفته است متنفر باشيم
+ نوشته شده در پنجم اسفند 1384ساعت 10  توسط پدرام
|
راز عشق در اين است كه حقيقت اصلي عشق ، يعني تفكر را از ياد نبري . آيا يك رابطه ي دراز مدت ، مهمتر از اختلافات كوچك و زود گذر نيست ؟
+ نوشته شده در یکم اسفند 1384ساعت 17  توسط پدرام
|
راز عشق در خوش مشربي است . شوخي با ديگران را فراموش نكن ، در ضمن مراقب شوخي ها هم باش . شوخي ناپسند نكن . شوخي بايد از روي حسن نيت باشد ، نه نيشدار
+ نوشته شده در یکم اسفند 1384ساعت 17  توسط پدرام
|
راز عشق در احترام متقابل است. احساسات متغيرند،اما احترام دو طرف ثابت مي ماند. اگر عقايد شريک زندگي ات با عقايد تو متفاوت است، با احترام به نظرهايش گوش کن . احترام باعث مي شود که او بتواند خودش باشد.
+ نوشته شده در یکم اسفند 1384ساعت 17  توسط پدرام
|
راز عشق در اين است كه به يكديگر سخت نگيريد . عشقي كه آزادانه هديه نشود ، اسارت است
+ نوشته شده در یکم اسفند 1384ساعت 17  توسط پدرام
|
فقير کسي نيست که کم دارد، فقير کسي است که زياد مي طلبد.
+ نوشته شده در یکم اسفند 1384ساعت 17  توسط پدرام
|
ما نمي تونيم به دلمون ياد بديم كه نشكنه ولي ميتونيم به دلمون ياد بديم كه اگه شكست لبه هاي تيزش دست اوني رو كه شكستش نبره .
+ نوشته شده در یکم اسفند 1384ساعت 17  توسط پدرام
|